داد و بیداد و وداد
این روزها هر موقع پای گیرندهی «بنگاه بانگ و رنگ دولتی» که مینشینم و آن صحنههای تاریخی را، که این روزها بیش از گذشته نشان میدهند، میبینم و آن شور و امید را که نظّاره میکنم، حالام دگرگون میشود:
احساس میکنم چیزی در درونام مدام و بیوقفه فرو میریزد، میدانی مثل چه میماند؟ به سان تصویرهای عذاب جهنم، اینکه مدام پوست در میآوری و مدام میسوزی و بر این چرخهی خوفناک پایانی نیست. کاش یکبار و یکباره برای همیشه فرو میریخت، تمام میشد، نمیشود که، باید سیزیفوار، چیزی در درون تو بریزد و باز دیگر باره بریزد و باز دیگر باره بریزد و باز دیگر باره....
آه تلخی میکشم، جنونآمیز راه میروم، با خودم حرف میزنم (بیچاره آن عزیزهای که در اوج شور و شرّ جوانی، با شبه مجنونِ همیشه در کنج خانه صمّ بکمی همچون من، سر میکند) و ذکر زیر لبام، در حالی که خواندن آرامگونهی سایه مر این بیت را، با ساز ِ وحیگونهی پیر لطفی در خاطر و خاطرهام دور میزند، این ماه بیت است:
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند/ یا رب چقدر فاصلهی دست و زبان است؟
همین.

نظرها
سلام
قبول کن خدایی اش این«بنگاه بانگ و رنگ دولتی» نسبت به گذشته از لحاظ کیفی خیلی رو به جلو حرکت کرده است.
توصیه می کنم برنامه های کودک را نگاه کنید شاید از تلخکامی تان اندکی کاسته شود!
Posted by: سید مهدی طاهری | February 10, 2008 1:24 PM
سلام علیکم.
از نظر فنی، شما باید به جای «دولتی» بگوئی «حکومتی».
حالا صمّ بکم بنشینی خانه، اشکال ندارد. خب بنشین، ولی مگر مجبوری تلویزیون روشن کنی؟ مگر در دوره ی لیسانس یا فوق لیسانس یا در آموزشهای حوزوی، نکته نگفتند که از روزهائی قبل از 12 بهمن تا روزهائی بعد از 22 بهمن، برای سلامت روح و روانت باید از روشن کردن تلویزیون خودداری کنی؟!
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی، تهران | February 10, 2008 1:44 PM
با سلام
در یکی دو روز اخیر حجمه ای بزرگ بر علیه دکتر سروش شکل گرفته در مورد مصاحبه ایشان که مربوط به ما پیش بود. دکتر سروش در مورد قرآن نظراتی را ارائه دارند که پیش از این ها نیز بیان کرده بودند. خبرگزاری فاری و فردا تازه این مصاحبه را پیدا کرده اند و (قرآن ستیزان) به راه انداخته اند . بوی چندان خوبی به مشام نمی رسد ؟!
Posted by: کوهزاد | February 12, 2008 4:17 AM
بله جناب کوهزاد من هم از گرد و خاک آن داستان به لطف جناب سید محمدی مطلع شدم. خدا بخیر کند. چهار تا طلبهی تحریکچی پیدا شوند و آن مصاحبه را دست بگیرند و پیش مراجع دور بزنند و وااسلاما کنند، معلوم نیست چه خواهد شد. امیدوارم بعد از مدتی سر و صدا بخوابد و ختم به شر نشود.
Posted by: یاسر میردامادی | February 12, 2008 9:46 AM
كمي جنبه داشته باش
Posted by: قارمانچز | February 12, 2008 12:17 PM
سلام علیکم.
گرد و خاک باعث شده هجمه را بنویسند حجمه!
دکتر سروش درباره ی قرآن نظرهایی فرموده است، و ظاهراً مهمترین مستنداتش اشعار مولوی ی فقید است.
بنده با تحریک چی ها آشنا نیستم، و کاملاً معتقدم سروش و غیر سروش باید در اعلام نظرش آزاد باشد، ولی شاید بیانات اخیر ایشان چنان بی ارزش و غیر علمی است، که واقعاً افرادی جز دلسوزان و نازنینان تحریک چی رغبت نکنند چیزی راجع به سخنان سروش بگویند.
ای دوستان. سروش انگلیسی اس خوب است. شاید عالی است. تشخیص هم می دهد با سیدیاسر عزیز ما و نور چشم ما، انگلیسی مکاتبه کند. خب. البته اشکال ندارد. گفت و گویش با هوبینک هم ظاهراً در اصل و در ابتدا به انگلیسی بوده. خب. ولی آیا یکصدم درصد حدس نمی زنید انگلیسی دانی ی سروش و القابی مانند «رهبر روشنفکران دینی ی ایران» و این که استاد در دانشگاههای مهم دنیا است، او را دچار توهم خطرناک عظمت کرده باشد؟ توهم خطرناکی که افراد موسوم به مرجع تقلید و من و سیدیاسر و ... را هم تهدید می کند.
واقعاً سر و ته بیانات سروش چی بود؟
من این جا عرض می کنم. ناراحت هستم. ناراحت هستم چون مثلاً خیر سرمان به سروش امیدی داریم که بتواند در قیام عقلانی بر ضد اوضاع موجود بتواند رهبر باشد، بتواند مرشد باشد، ولی حیف. افسوس.
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی، تهران | February 12, 2008 10:43 PM
لطفاً مقاله ی بنده با عنوان «درباره ی «روش اثبات تحریف نشدن قرآن کریم/تحریف ناپذیری ی قرآن کریم»» را ببین. البته قصد دارم تکمله ای برایش بنویسم.
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی، تهران | February 12, 2008 10:49 PM
اين اقاي سيدعباس سيد محمدي بدجوري رو شما كليد كرده
Posted by: سيد عباس سيد محمدي2 | February 13, 2008 3:09 AM